تبليغاتX
معرفی سایت ها و وبلاگ ها - کاش قطبی نخواند !!

معرفی سایت ها و وبلاگ ها

معرفی سایت ها و وبلاگ های مفید

برادر عزیز, " افشین قطبی" امروز همان گذشته ای است که قرار است فردا از آن صحبت به میان بیاید، این انتقاد جز حمایت نیست،امروز را برای فردا خوب بساز...
 
می گویند یکی از خصیصه های ایرانی ها این است که خاطرات بد در گوشه ذهنشان همیشه نقش می بندد و هیچ گاه فراموش نمی شود.

این مقدمه ای است در مورد بحث افشین قطبی و همکارانش در تیم ملی.

صرفنظر از پرویز کماسی و مرتضی محصص، آنچه که قطبی از آنها به عنوان دستیار کادر فنی یاد می کند، کسانی هستند که گویی خود قطبی آنها را می شناسد  و البته آنچه که به عنوان رزومه دستیار اولش ارائه می دهد، توجیه عقلی و منطقی ندارد.

او در مورد دستیار اولش"پیت بیوتر" اینگونه داد سخن می دهد:

"کمک اول من از سال 1993 با من دوست است و در جام جهانی 1994 در خانه من بازی ها را تماشا می کرد."

آیا این دلایل( رفاقت و تماشای فوتبال در یک مکان) دلایل کافی و ادله ای محکم برای انتخاب دستیار اول یک تیم آسیایی است که ادعای قدرت درجه اول آسیا بودن را دارد؟

هر تفکر سالمی این دلایل را رد می کند که اگر اینگونه باشد، مربیان زیادی وجود دارند که با خبرنگاران در ارتباط بوده و بعضا رفت و آمد دارند، پس با این استناد باید نتیجه گرفت دستیار اول نیمی از این مربیان می بایست از دوستان انها و ترجیحا خبرنگارانی باشند که با آقای سرمربی، کنار هم می نشینند و فوتبال نگاه می کنند.

در مورد رزومه کاری واقعی آقای بیوتر در مطالب  دستیار قطبی 16 سال مربی نبوده است  و گزارشی از مرد مرموز روی نیمکت تیم ملی  به حد کافی صحبت شده است و پرواضح است که دستیار اول سرمربی تیم ملی ایران سالیان سال است که مربیگری نکرده، تمرین نداده و البته در خوشبینانه ترین حالت در بطن فنی فوتبال نیز قرار نداشته است.

با این اوصاف و وضعیت موجود چه باید کرد؟

چشم بر واقعیت بست و گفت: انشاالله که گربه است، یا اینکه در این مقوله به بحث پرداخت؟

هرچه که هست، به عنوان یک ایرانی آرزو داریم ایران به جام جهانی برود چه با قطبی چه بدون قطبی اما اگر این اتفاق رخ ندهد واقعا چه کسی پاسخگوست؟ فدراسیون نشینان یا افشین قطبی؟

تجربه تلخ مارکو هنوز از اذهان فوتبال دوستان پاک نشده است و این در حالی است که آقای سرمربی در سوال پیرامون مارکو، از احساسات پاک و قلب شکسته این مارکوپولوی دلال می گوید و عنوان می کند که به گذشته ها نباید بپردازیم , چرا که گذشته ها گذشته است!
در این بین عده ای بدون آنکه در نظر بگیرند نام مقدس " ایران  " فراتر از تمام نامها است و هر ایرانی هر چقدر هم موفق شده باشد در سایه نام ایران است که به عرش رسیده است  هنوز هستند که با این دست نوشته ها و انتقادهای منطقی موضعگیری می کنند و عنان از کف می دهند.

دلسوزی برای تیم ملی (خواه حتی یک چوب خشک بر راس کار هدایت آن باشد) در موارد مختلف از جمله نسبت به انتخاب یک دستیار مناسب و آگاه، نه زیر آب زدن است و نه تخریب  که هر مربی کارکشته ای می داند که حضور دستیار مناسب تا چه حد می تواند در راه موفقیت سر مربی را کمک نماید (چنانچه در قهرمانی سال اول در پرسپولیس به غیر از تواناییهای غیر قابل قطبی حضور دستیاران و مدیریت نقش قابل توجهی داشتند, نقشی که مدیریت و دستیاران این فصل قطبی نتوانستند ایفا کنند)!

هدف، جز آگاهی نیست و اشتباهاتی که مربیان گذشته و قطبی در مورد انتخاب دستیار انجام داده و می دهند باعث نگارش این سطور شده است.

افشین قطبی سرمربی محبوب تیم ملی فوتبال ایران ,  باید بداند که امروز همان گذشته ای است که قرار است فردا از آن صحبت به میان بیاید... پس بهتر است این گذشته را خوب بسازد تا فردا از آن فرار نکند و در مقابل سوال خبرنگاران نگوید که:"دوست ندارم از گذشته ها حرف بزنم."

...پس: " امروز را برای فردا خوب بساز... " 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:31  توسط خودم  |