تبليغاتX
معرفی سایت ها و وبلاگ ها

معرفی سایت ها و وبلاگ ها

معرفی سایت ها و وبلاگ های مفید


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 9:22  توسط خودم  | 

وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم . بهم گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم .
تلفن زنگ زد . خودش بود . گريه مي کرد . دوست پسرش قلبش رو شکسته بود . از من خواست که برم پيشش . نميخواست تنها باشه . من هم اينکار رو کردم . وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود . آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد . گفت : " قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد " .
من با کسي قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم . جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود . آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت : "متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم .
يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره . ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم .
نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد . با مرد ديگه اي ازدواج کرد . من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم "
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم .
سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته . اين چيزي هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود . آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه . اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم . من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه . من عاشقش هستم . اما ... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره . اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد ، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه …
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 19:26  توسط خودم  | 

خوب دیگه این یارو چی کارش میشه که میاد این جوری می کنه ؟
مگه این زنه مسلمون نیست ؟
دست نامحرم !!!!!
خدایا توبه




















+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 12:36  توسط خودم  | 

همانطور كه مي دانيم در شب هاي تابستان كه كمبود برق و گرما در حال دق دادن ماست سريال جذاب ترانه مادري شبهاي تابستان مهمان خانه هاي ماست و باري ديگر صدا و سيماي فكور ما طرحي ديگر ريخت و همه را انگشت به دهان كرد. بعد از سريال موفق و ديدني نرگس با بازيها و كارگرداني درخشان آن مجموعه پيچاندن ذهن مردم تا آخرين قسمت جايزه مجسمه طلايي آلفرد هيچكاك را گرفت شبكه 3 بار ديگر دست به بيل و كلنگ شد و سريالي ساخت كه ساعت 11 وقتي شروع مي شود و 11:30 تمام مي شود 11:35 دقيقه قسمت همان شب در تمامي فروشگاههاي اروپا و امريكا عرضه مي گردد و عجبا كه صف هاي طولاني براي خريد سريال بوجود مي آيد! يكي از علل موفقيت اين سريال همانند سريال اسطوره اي نرگس عاري از هر گونه غلو در سريال مي باشد.

و اينك مي خواهم آخر سريال را براي شما بازگو كنم :

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 8:28  توسط خودم  | 







 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 19:0  توسط خودم  | 

با سلام





 
سرانجام راز عدم شرکت حسین رضازاده در مسابقات المپیک مشخص شد.
به گزارش خبرنگار سایت صبح ایران و به نقل از تارناک، یک مقام آگاه در دولت نهم که نخواست نامش فاش نشود اعلام کرد حسین رضازاده به درخواست رسمی دولت از مسابقات و به ویژه تمرینات کناره گرفته است.
عدم شرکت رضازاده در مسابقات المپیک چین باعث به وجود آمدن شایعات فراوانی درباره علت آن شده بود که سرانجام با این خبر، علت اصلی این مساله مشخص شد.
بنابراین گزارش، هیات دولت در پی بی برقی‌های گسترده‌ی دولت که صرفا به خاطر اسراف و مصرف بی‌رویه شهروندان به وجود آمده است، از رضا زاده خواسته‌است تا نه در تمرینات و نه در مسابقات امسال شرکت نکند.
این مقام گفت: از آنجایی که ورزشکارانی مثل پهلوان حسین رضازاده الگوی مردم و به خصوص جوانان محسوب می‌شوند از ایشان رسما درخواست شد که برای رواج "بهینه‌سازی مصرف سوخت" از شرکت در تمرینات و مسابقات که مستلزم مصرف انرژی زیادی می باشد تا اطلاع ثانوی خودداری نماید.
بنابراین گزارش، با عدم شرکت رضازاده در تمرینات و مسابقات وزنه‌برداری، مقدار 160 مگا کالری در مصرف سوخت صرفه‌جویی شده است و امید می‌رود با الگو قراردادن وی از سوی ملت ایران تا بیست سال آینده میزان قطع برق کمتر شود.
یکی از معدود مدیران سازمان تربیت بدنی ایران که در قالب هیات همراه به چین اعزام نشده‌بود؛ ضمن تایید ضمنی این خبر اعلام کرد که با توافق این سازمان و توانیر، مجسمه حسین ضازاده پس از کسب اجازه از موسسه رابینسون، به عنوان نماد "بهره‌وری در مصرف انرژی" در میدان مادر تهران نصب خواهد شد.
همچنین خبرهای تایید نشده حاکی از آن است که از رضازاده قرار است برای چرخاندن توربین‌های برق آبی سد دز استفاده شود.
رضازاده در پاسخ به خبرنگار آی طنز نیوز به گفتن جمله‌ی "املاک رابینسون دبی بهترین مشاور شما برای سرمایه‌گذاری" اکتفا کرد.

یعضی از خبرا در باره این موضوع!!




وزیر نیرو بعد از نشست هیئت دولت تاکید کرد: اگر دیگر وزنه برداران مثل حاج حسین رضازاده در مصرف انرژی خود صرفه جویی کنند ان شا الله خاموشی ها از هفته آینده به صفرخواهد رسید!!!







در همین حال وزیر نیرو اعلام کرد از آنجاییکه مصرف برق به خاطر عدم شرکت رضا زاده در المپیک به پایین ترین سطح خود در سه ماهه اخیر رسیده است از سایر ورزشکاران ایرانی خواست که رضا زاده را الگوی مصرف برق خود قرار دهند




خبرنگار ای طنز نیور arianz البته جدید اومده!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:35  توسط خودم  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 9:38  توسط خودم  | 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:53  توسط خودم  | 



با کمک ابزار فوق و دارا بودن یک ارتباط اینترنتی مناسب شما قادر به مشاهده کانال های تلویزیون اینترنتی و همینطور شنیدن رادیو های اینترنتی خواهید بود. این ابزار همچنین قادر به نمایش تصاویر دوربین های پخش زنده مستقر در مکان های زیارتی ائمه اطهار است.

رادیو ها:
رادیو معارف، رادیو قران، رادیو ورزش، صدای آشنا، جوان
شبکه های داخلی:
شبکه 1، شبکه 2، شبکه 3، شبکه 4، شبکه 5، شبکه خبر، شبکه آموزش، شبکه قران، شبکه لبیک، شبکه سلام
شبکه های برون مرزی:
جام جم 1، جام جم 2، جام جم 3
شبکه های غیر فارسی:
PressTV، العام، کوثر، سحر، قدس
شبکه های غیر فارسی:
اهل البیت (ع)- عراق، المنار-لبنان
زیارت از راه دور:
زیارت حضرت امام علی علیه السلام، زیارت حضرت امام حسین علیه السلام، زیارت امامین کاظمین علیهما السلام، زیارت حضرت امام رضا علیه السلام، روضه منوره امام رضا علیه السلام، صحن جمهوری حرم امام رضا علیه السلام، صحن انقلاب حرم امام رضا علیه السلام، زیارت حضرت عباس علیه السلام، زیارت حرم عبدالعظیم حسنی علیه السلام

حجم : 60 کیلو بایت

دانلود - 60 کیلو بایت

 لینک کمکی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:41  توسط خودم  | 


براي هزارمين بار ، تو رو به خدا رعايت كنيد ...

آخه آدم 5هزار توماني رو پشت نويسي ميكنه ؟...



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 9:46  توسط خودم  |